عبدالله مستوفى
474
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هر متاعى ز كشورى خيزد در ميان اهالى ايران اصفهانىها بحاضر جوابى و بذلهگوئى معروفند . حتى اتفاق افتاده است كه اشخاص خيلى حاضرجواب و متلكپران ساير ولايات ايران ، با اشخاص عادى و حتى بيسواد دهاتى اصفهان ، طرف شده ، و اعتراف بعجز خود كردهاند . سابقا از بذلهگوئى شيخ رضاى لبشكرى قمى ، در همين جلد صفحهء 446 ، شرحى نوشتهام روزى از شيخنا پرسيدند تو هيچ اتفاق افتاده است كه در متلكپرانى محجوج شوى ؟ گفت بلى ، در ايام جوانى با جوانهاى بيگدلى دورهاى داشتيم . خانهء يكى از رفقا سر راه كاشان و اصفهان و تقريبا در بيرون شهر بود . هروقت بخانهء اين رفيق ميرفتيم اكثر در جلوخان خانه مىنشستيم و هريك در سر و وضع عابرين دقيق شده و بمناسبت هركس آنچه هنر داشت در بذلهگوئى نسبت بگذرندگان به كار مىبست . روزى قافلهء سنگينى از زوار اصفهان كه بعتبات ميرفتند از جلو خانه گذشتند . بعد از چند دقيقه پيرمردى كه مالش مىلنگيد ، و به همين جهت پياده شده و افسار يابو را در دست گرفته لنگانلنگان از عقب قافله راه مىپيمود از دور نمايان شد . هيكل اين شخص با چشمهاى تراخمى و قد كوتاه و ريش سركه شيرهاى و لباس بغل بنددار خيلى مضحك بود . رفقا به من تنيدند كه متلكى بار اين شخص بكنم . به آنها گفتم من جلو ميايستم شما مثل نوكر دستها را پرشال بگذاريد و پشت سر من قطار بايستيد كه اين شخص سلامى بكند تا وسيلهء صحبت دست بيايد . همين كار را كرديم پيرمرد رسيد و سلام كرد . من با لهجهء اربابانه جواب سلام او را داده گفتم كجائى هستى ؟ گفت سدهى ، گفتم ولايت شما قرمساق دارد ؟ گفت تكتك پيدا ميشد ( با اشاره بصف پشت سر ) اما اينطور قطار خير ! در ميان اصفهانىها ملا عبد اللّه رنانى قرآننويس مشهور كه دو ماه يك قرآن مينوشته بحاضرجوابى و بذلهگوئى معروف است . ملا صبحها نيم جزو قرآن خود را كه وسيلهء معاشش بوده در ظرف يكى دو ساعت مينوشته و باقى اوقات خود را صرف تونس با رفقائيكه البته از بذلهگوها انتخاب كرده بوده است ، مصروف ميداشته . تابستانها در باغها و مزارع حول و حوش شهر ، و زمستانها در خانههاى يكديگر بصحبت و متلكپرانى وقت ميگذراندهاند . ملا عبد اللّه مردى تميز و اهل سليقه بوده در دورهء زمستانى هروقت نوبت به منزل او ميرسيده تمام دقائق و نكات پذيرائى را مراعات مىكرده كه به مهمانهايش از هر حيث خوش بگذرد . كودورزى اصفهانىها را همه شنيدهاند و معروف است در قديم اهالى ضرورى خانه را بكوچه راه ميدادند . شايد ملا عبد اللّه اول كسى بوده است ، كه بفكر خلاصى عابرين حريم خانهء خود ، از زحمت اين منظرهء زشت افتاده و چاه خانه را در داخل خانه ميسازد و براى چاه درى و بر آن در قفلى مىزند كه هرچندى يك بار در موقع ضرورت كودورزها بيايند كار خود را انجام داده بروند . دفعهء اولى كه بعد از اين اصلاح عاقلانه نوبت مجلس تونس بخانهء ملا ميرسد يكى